عباس قديانى
21
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
از راست به چپ : آزاد خان افغان ، اسماعيل خان ، كريم خان زند ، ابراهيم خان ، ميرزا جعفر خان ، ميرزا عقيل ؟ ، ميرزا مهدى خان ؟ موزهء بريتانيا محمد حسن خان قاجار شكست خورد و آنجا را از دست داد . سال بعد در اورمى مجددا محمد حسن خان او را شكست داد و به بغداد رفت و سپاهى فراهم كرد و به جنگ محمد حسن خان شتافت ولى منهزم شد و به موصل و از آنجا به تفليس رفت . پس از مدتى كريمخان او را امان داد و به نزد خويش دعوت كرد . آزاد خان با كسانش در اروميه به او پيوست و همراه كريم خان به شيراز رفت و سرانجام در اين شهر به بيمارى ديفترى درگذشت . آزرميدخت ( - دختر هميشه جوان ) ، 631 م . از زنان فرمانروا . وى دختر خسروپرويز ( 590 - 628 م . ) ، پادشاه ساسانى و خواهر پوراندخت بود كه در جريان هرج و مرجى كه بر كشور و دربار ايران حاكم بود ، توسط بزرگان كشور به پادشاهى رسيد ، اما پادشاهيش چهار ماه بيشتر طول نكشيد . به نوشته دكتر زرينكوب « آزرميدخت هم كه در اين ايام بر تخت نشست مثل خواهرش پوران از خود تقريبا هيچ قدرت و ارادهاى نداشت . مقارن جلوس او سپاهيانى كه در گذشته تحت فرمان شهر براز بودند در نصيبين يك نواده خسرو دوم ( خسروپرويز ) را به نام هرمز پنجم بر تخت نشاندند . آزرميدخت هم چون اسپهبد خويش ، فرخ هرمزد را كه خواست وى را به عقد خويش درآورد با خدعه به دام هلاك انداخت دچار انتقام پسر او ، رستم فرخ هرمزد ( رستم فرخزاد ) شد و از سلطنت بر كنار شد . » بهنوشته تاريخ بلعمى « چون آرزميدخت به ملك اندر بنشست ، عدل و داد كرد و كس وزير نكرد و پادشاهى خود نگاه مىداشت . » راجع به فرجام كار وى مىنويسد : « رستم پسر وى ( فرخ هرمزد ) سر برداشت و با آرزميدخت جنگ كرد و او را بگرفت و با وى قهر ( جنگ ) كرد و از وى مراد خويش بستد ، بعد از آن هردو چشمش كور كرد و بعد از آن او را بكشت . »